خداوند این جهان و هر چه در آن است را بر اساس نظم و اصول ویژه ای آفریده است که در تمامی ادیان و اندیشه ها و مکتب های آسمانی بدون استثنا بر روی آن تاکید و پای فشاری شده است .
خرافه و اعتقاد به آن ، پیشینه ای نه چندان اندک در میان مردمان جامعه ما دارد و به ویژه در طول تاریخ معاصر ایران ، بسیاری از اندیشمندان و روشنفکران ایرانی با آن به نبرد پرداخته اند و برخی از آنان نیز تا پای از دست دادن جان خود در راه پاک سازی اندیشه های جامعه از تفکرات خرافی ایستاده اند .
جای بسی شوربختی است که امروز خرافات آن چنان در لایه های گوناگون جامعه رسوخ کرده که حتی برخی از بزرگان نظام را نیز بر آن داشته تا در کنار روشنفکران و اندیشمندان و جامعه شناسان ایرانی قرار گرفته و از رسوخ خرافات در میان ملت و دولت داد سخن دهند .
هدف این یادداشت کوتاه تنها بررسی نتایج اعتقاد به خرافات است که امروز در میان مردم ما به وفور دیده شده و در دید کلان جامعه را با چالشی بزرگ به نام قانون گریزی مواجه ساخته است .
همان گونه که در آغاز نوشتار به آن اشاره شد ، تمامی آموزه های ادیان به اتفاق به آفرینش هستی برروی قاعده و نظم و قانون اشاره کرده اند تا بدان جا که حتی از عبارت نظام هستی بارها و بارها در کتاب های آسمانی یاد شده است .
اعتقاد به خرافات و همه چیز را به دست تقدیر و شانس سپردن و منکر اختیار خدادادی انسان شدن ، استفاده از عبارت هایی هم چون : قسمت این بود ، یا شانس و یا اقبال ، به دست تقدیر سپردم ، تا قسمت چی باشه و مانند آن که در پی این نوع نگرش رونق می گیرد ، تنها به زیر سئوال بردن قانون مداری و نظام مندی جهان می انجامد که در پی آن نگرشی قانون گریز در میان مردم به وجود می آورد . نهادینه شدن قانون گریزی در جامعه نتیجه ای جز حاکم شدن بی قانونی و هرج و مرج و ناامنی و به ویژه بی عدالتی را در پی نخواهد داشت و این گونه است که شوربختانه در لایه های گوناگون جامعه و طبقات و طیف های مختلف اجتماع ، شاهد پای مال کردن نخستین و اساسی ترین حقوق های انسانی و شهروندی یکدیگر به وسیله خودمان هستیم .

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1604906