کهن دیار...

                                 بزرگ مرد تاریخ اصلاحات ایران زمین

میرزا محمد تقی خان (که بعدها وی را میرزا تقی خان خواندند) پسر کربلایی محمد قربان، آشپز خاندان قایم مقام فراهانی و مادرش فاطمه سلطان دختر استاد شاه محمد بنا، در سال 1222 ق /1807 م در هزاوه از روستاهای فراهان اراک دیده به جهان گشود و تنها به سبب خدمت پدرش در خانه میرزاعیسی وزیر بزرگ فراهانی نخست، بخت رفتن به مکتب و میرزا شدن را یافت.

میرزا تقی خان فراهانی پرورده دستگاه اداری عباس میرزا و قایم مقام فراهانی است که در آذربادگان( آذربایجان ) در دوره ای بسیار با اهمیت و سرنوشت ساز کار دولتی را با سمت منشی و دبیر آغاز نمود و در زمانی کوتاه از خود کاردانی و شایستگی نشان داد تا سرانجام در تاریخ 21 ذیقعده 1264( اکتبر 1848 ) هم زمان با ظهور اسپنسر،کانت،مارکس،هگل، نیچه،ولتر،روسو،ادیسون و اگوست کنت در غرب ، میرزاتقی خان امیرکبیر اتابک اعظم به منصب صدراعظمی ایران رسید و به مدت سه سال و یک ماه و 27 روز برگ زرین دیگری به دفتر افتخارات تاریخ این کهن بوم وبر افزود.

 

* منش و مقام تاریخی امیرکبیر

دکتر فریدون آدمیت کارنامه خدمت میرزا تقی خان را بر سه پایه اساسی تقسیم بندی می کند:

1- نماینده ناسیونالیسم ایرانی در برخورد با استعمار سیاسی و اقتصادی اروپایی؛

2- نماینده اصلاح سازمان سیاسی و اصلاحگر اخلاق مدنی ؛

3-  ترویج دهنده دانش و فرهنگ و صنعت جدید غربی

در عین حال وجهه نظر ملی او بر تمامی اندیشه ها و رفتار وی سایه افکنده بود.

وزیر مختار انگلیس که از همان روزهای نخست صدارت امیر، با وی در کشمکش بود، می گوید: ((

امیرنظام یکی از افراد انگشت شماری است که نیک بختی وطنش را در دل دارد)). دکتر پولاک اتریشی، پزشک ویژه ناصرالدین شاه می نویسد : (( میرزا تقی خان مظهر وطن پرستی است که در ایران اصل مجهولی است )).

این احساسات ملی گرایانه و وطن پرستانه امیر گاه توسط بیگانگان که وجود امیر و اصلاحات وی را برنمی تابیدند،به تعصب در ملت پرستی و شوینیسم تعبیر می شد. شاید اگر امیرکبیر حقوق حاکمیت ایران را در طبق اخلاص به دولت فخیمه انگلستان پیشکش می نمود ، آن گاه وی را مردی لیبرال به شمار می آوردند!

دکتر ناصر تکمیل همایون بر این باور است که واژه وطن پرستی برای نخستین بار در سال 1265 قمری به وسیله امیرکبیر به کار برده شد و این واژه اصلا ابداعی امیرکبیر است.

 

 

 

* تاثیر سفرهای خارجی بر امیرکبیر

امیرکبیر در دوران خدمت خویش در دستگاه حکومتی ، سه یا چهار سفر خارجی به روسیه و عثمانی ( امپراتوری های همسایه ایران در آن روزگار ) داشت. بختی که تا آن زمان هیچ یک از زمامداران ایران از آن بهره نبرده بودند.

همین مسافرت ها بود که میرزا تقی خان جوان را با نمودهای فرهنگی، صنعتی و تمدن غرب آشنا ساخت و اصول شخصیت اصلاح طلب امیرکبیر را پایه ریزی نمود.

بازدید میرزا تقی خان 23 ساله از کارخانجات اسلحه سازی ، تراش فلزات، ضرابخانه، تهیه ابریشم و مراکز علمی ورصدخانه و دبستان و اموزشگاه ها و دانشگاه های روسیه تزاری که به همراه هیاتی از سوی پادشاه ایران به منظور ابلاغ پوزش به سبب قتل گریبایدوف، سفیر روسیه در تهران، عازم روسیه شده بود، در درون وی آتشی را ایجاد نمود که بعدها سبب پی ریزی اصلاحات اساسی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مبارزه با فساد و رشوه خواری شد.در رابطه با مبارزه با فساد اقتصادی و رشوه خواری امیرکبیر همین بس که دکتر پولاک می نویسد: (( پول هایی که می خواستند به وی بدهند و او نمی گرفت، خرج کشتنش شد )).

در طی یکی از سفرهایی که میرزا تقی خان به جهت حل و فصل مسایل ارضی به مدت چهار سال و اندی به عثمانی سفر می کند، از او می خواهند که با لباس عثمانی به حضور والی بزرگ برود، ولی او نمی پذیرد و از ایران درخواست لباس می کند. پس از چندی که لباس ایرانی از ایران به دستش می رسد، آن را به تن کرده و به دیدار والی بزرگ عثمانی رفته تا سوء تفاهمات بین دو کشور را برطرف کند.

 

* اقدامات علمی و فرهنگی امیرکبیر

یکی از بزرگترین اقدامات و اصلاحات امیرکبیر در طول دوران وزارتش، اقدامات علمی و غرهنگی وی بود که اوج آن را می توان در پایه گذاری و بهره برداری از دارالفنون و روزنامه وقایع اتفاقیه که به منظور رشد دانش و آگاهی و بینش جامعه ایرانی آن زمان و آگاهی یافتن دولت از اوضاع جهان بنیان گذاری شده بود، دانست. ویژگی پسندیده امیر در ترویج دانش و فن آوری و صنعت آن بود که هرچه را در این زمینه نیک می یافت و می پسندید، با نیاز جامعه ایران هم سو و هماهنگ می نمود و به گفته دیگر آن را بومی می کرد.

به طور نمونه ، دارالفنون را بنیان نهاد، آن چنان که نیاز جامعه را برآورده نماید و مسایلی را در نظر گرفت که سازنده یک ایران آباد و یک شهروند ایرانی با فرهنگ، ریشه دار و اصیل باشد و استادان و آموزگارانی را از سوئد، نروژ و اتریش به ایران فراخواند و از پذیرش آموزگاران انگلیسی و روس همواره پرهیز داشت.

 

* سرانجام خدمت به میهن!

امیرکبیر نیز در پایان کار به سرنوشت میرزا ابراهیم کلانتر، نخستین نخست وزیر فتحعلیشاه و میرزا ابوالقاسم قایم مقام نخستین نخست وزیر محمدشاه دچار شد تا ناصرالدین شاه ثابت کند که از ریشه و تبار همان قاجاریان است!

پس از تبعید امیر( نخستین نخست وزیر ناصرالدین شاه ) و خانواده اش به فین کاشان توسط ناصرالدین شاه که با فشار و دسیسه چینی های دولت های استعمارگر روسیه و انگلیس صورت پذیرفت، در پایان با همکاری و تاثیر به سزای مهدعلیا مادر شاه بر روی ناصرالدین شاه، بدخواهان این سرزمین و استعمارگران اهریمن خوی ، در چنین روزی به هدف خویش نایل آمدند و فرمان قتل امیرکبیر را در حمام فین کاشان به اجرا درآوردند تا خادم دیگری از خادمان این مرزوبوم را به درجه رفیع شهادت برسانند.

ولی پس از شهادت امیرکبیر دوره افسوس به زودی فرا رسید ، چنان که واتسون می نویسد: (( شاه و بیشتر مردم پی بردند که برای کشورشان مرگ امیر ضایعه ای است جبران ناپذیر، اما دیر بود. معروف است که شاه از اندوه خود، سالروز مرگ میرزا تقی خان را روزه می گیرد و سوگوار است )).

امیرکبیر زاده نیازهای تاریخی و اجتماعی و فرهنگی زمان خویش و پرورده بخشی از حاکمیت بود که به نیکی دریافته بود، راه نجات ایران از فلاکت و فقر و واپس گرایی ، داشتن صمیمیت در مدیریت امور، کسب دانش و فنون تازه ای بود که اروپاییان را در سده های 18و 19 میلادی از مشرق زمین و ایران به کلی جدا کرده بود. از نظر سیاسی هم دریافت که مسالمت جویی با همسایگان وبرقراری رابطه نزدیک با نیروهای داخلی، راه های برقراری امنیت و آسایش جامعه هستند.

 


 

منابع:

-         کتاب امیرکبیر و ایران – دکتر فریدون آدمیت

-         کتاب جامعه شناسی نخبه کشی – علی رضا قلی – نشر نی

-         فصلنامه کهن روزگار( دبیرخانه راهبری درس تاریخ مستقر در اصفهان )- زمستان1381

?علیرضا روحانی | 20 دي 1385 | پیوند | 0 نظر | ارسال نظر
دریغ است ایران که ویران شود