کهن دیار...

این یادداشت با اندکی سانسور از سوی مدیرمسئول ارجمند روزنامه اصفهان امروز در تاریخ یکشنبه ۱۷ تیر ماه سال جاری به چاپ رسید :

 

آیا تا به امروز به سلیقه ها ، سرگر می ها و دغدغه های خود به عنوان یک جوان ایرانی اندیشیده اید؟ و یا تا به این لحظه خود را با سایر جوانان ایرانی و علاقمندی ها و سرگرمی های آنها مقایسه کرده اید؟ شما از کدام دسته هستید ، هواداران استینگ یا مارلین منسن؟ متالیکا را بیشتر می پسندید یا ترجیح می دهید که به سال های دورتر رفته و موسیقی بیتلز را انتخاب می کنید؟ شاید هم ، نوای دلنشین محمدرضا شجریان در کنار زخمه های تار حسین علیزاده خواسته های درونی شما را پاسخ می دهد ؟ممکن است در همین هنگام نزدیک ترین دوست شما از صدای مهدی مقدم و یا فرزاد فرزین یا حمید عسگری ویا اصلا از نواهای لس آنجلسی لذت ببرد؟ برخورد شما با پدیده 300 چگونه بود؟ اخراجی های ده نمکی را جذاب تر دیدید و یا مکث سامان مقدم ؟ شاید هم ((یک بوس کوچولو)) شما را از خوابی طولانی بیدار کرد و یا اشک ها و غصه هایتان را با شادروان رسول ملاقلی پور در(( میم مثل مادر)) تقسیم کردید؟ سید محمد خاتمی اندیشمند را می پسندید و یا محمود احمدی نژاد عملگرا؟ حکومت علوی ، لیبراسیم ، دموکراسی ، ناسیونالیسم ، حقوق بشر ، نهادهای مدنی ، مطبوعات آزاد ، 16 آذر ، کوی دانشگاه ، NGO ، سد سیوند ، مترو ، چهارباغ ، پاسارگاد ، میراث فرهنگی ، آلودگی هوا ، محیط زیست ، ایدز ، اعتیاد ، اکس ، کراک ، فقر ، فحشا ، گذشته از این که تا چه اندازه دولت مردان و مسئولین توانسته اند گام هایی جهت برطرف ساختن آنچه که امروز فکر و اندیشه جوان ایرانی را به خود مشغول ساخته است و سبب ساز دغدغه هایی در جامعه جوان ایرانی شده است بردارند ، مهم تر آن است که آیا تا چه اندازه این روح هزار توی را شناخته ، درک کرده و آن را در مسیری نیک رهنمون ساخته اند .

پدران و مادران ما که نزدیک به سی سال پیش با هدف اصلاح جامعه دست به اقدامی زدند که انقلاب نام گرفت و نتیجه آن نظامی شد با نام جمهوری اسلامی ایران و در تمام این سال ها همین پدران و مادران ما در مسند های مدیریتی این سرزمین در نظامی که خود آن را خواسته و بنا نهاده بودند قرار گرفتند ، امروز تا چه اندازه جوانانی را که خود در ساختاری که دلخواهشان بود پروراندند و تربیت کردند ، شناخته و اندیشه های آنان را درک کرده اند و به سلیقه ها و نگرش های گوناگون آنها با دیده احترام نگاه می کنند؟ آیا آنان توانسته اند این روح هزار توی را بشناسند و خواسته هایش را پدرانه پاسخ گو باشند و کج روی هایش را با سینه ای گشاده و شکیبایی پدرانه به او بشناسانند و حرف های این دختر و پسری را که در دامان خویش پرورانده اند با گوش جان بشنوند و راه رسیدن به آینده ای روشن را برایشان مهیا سازند ؟ و یا با خشم و بی حوصلگی و بی مهری و تنبیه و رفتار قهر آمیز با او و اندیشه ها و سلیقه هایش برخورد کرده اند ؟ پدران و مادران ما

?علیرضا روحانی | 21 تير 1386 | پیوند | 1 نظر | ارسال نظر
نويسنده : ژاله | 1 شهريور 1386
ژاله گفت:
آیا خبر داشتید از ویرانی این آرامگاه ... شما که باید اون نزدیکها هم باشی
دریغ است ایران که ویران شود