کهن دیار...

آیا تا به امروز به فلسفه وجودی خط کشی عابر پیاده فکر کرده اید؟ و یا از زاویه ای دیگر به وجود این خط های موازی سفید رنگ نگاه کرده اید؟ حتما شما هم افراد سواره ای را دیده اید که هنگام رسیدن به چهارراه و چراغ قرمز به جای توقف پشت این خط ها بر روی آن و یا حتی گاهی جلوتر از این خطوط می ایستند !

آیا تا کنون با خود اندیشیده اید که اگر روزی فرا رسد که همه ما پس از رسیدن به چهارراه و دیدن چراغ قرمز دقیقا پشت این خط ها توقف کنیم چه خواهد شد؟

آن روز روزی خواهد بود که ما دیگر حاضر نخواهیم بود خطوط تعریف شده دیگری که در زندگی اجتماعی ما معنا یافته و نام قانون و یا عرف را بر خود گرفته است پشت سر گذاریم . آن روز روزی است که به حقوق شهروندی خود بیش از هر چیز دیگری با دیده احترام و ارزشمندی نگاه می کنیم و حاضر به شکستن حریم و حقوق هیچ یک از شهروندان نخواهیم شد .

شاید اگر روزی یاد بگیریم که خطوطی را که خود ما انسان ها برای با هم و در کنار هم بهتر زندگی کردن وضع کرده ایم و نام قانون را بر آن نهاده ایم محترم بشماریم و به فرزندان خود نیز آن را آموزش دهیم دیگر روزی را نخواهیم دید که در صدر اخبار حوادث ، چیزی به نام اعدام و آن هم به جرم هایی چون تجاوز به عنف و یا تجاوز به حریم خصوصی افراد و یا تجاوز به مال و ناموس و ... به چشم بخورد.

آیا تا به حال اعمال و رفتار خود را در بوته نقد قرار داده ایم ؟ تا به حال چند بار از روی خط عابر پیاده برای گذشتن از خیابان عبور کرده ایم و چند بار آن را نادیده گرفته ایم و بدون توجه به عدم وجود خط عابر پیاده به حقوق سواره ها تجاوز کرده ایم؟

تا به حال چند بار برای عبور از خیابان ها و یا چهارراه ها پشت چراغ قرمز عابر پیاده درنگ کوتاهی کرده ایم و پس از سبز شدن و اجازه ادامه حرکت یافتن به مسیر خود ادامه داده ایم و چند بار این چراغ را نادیده گرفته ایم و به حقوق سایرین تجاوز کرده ایم؟

تا به امروز چند بار پس از دیدن چراغ راهنمایی زرد رنگ توقف کرده ایم و چند بار با سرعتی دوچندان از چهارراه گذشته ایم و حقوق دیگران را پایمال کرده ایم ؟

چند بار هنگام رسیدن به چراغ قرمز بر سر چهارراه ها کاملا پشت خطوط عابرپیاده ایستاده ایم و چند بار بدون توجه به عابرین پیاده و این که آنها نیز به همان اندازه ای از حقوق شهروندی باید بهره مند باشند که ما برای خود قائلیم ، بر روی خط عابر توقف کرده ایم و به حریم آنها تجاوز نموده ایم ؟

 اگر در قانون مجازاتی برابر و یکسان برای متجاوزین در نظر گرفته می شد و آن مجازات چیزی جز اعدام نبود، چند درصد از ما مجرم نبودیم و اعدام نمی شدیم ؟!

اگر نهادهای فرهنگ ساز اعم از دولتی و غیردولتی که خوشبختانه در کشور عزیز ما به وفور دیده می شوند، از رسانه ملی گرفته تا آموزش و پرورش و نهادهای فرهنگی زیر نظر شهرداری ها و وزارت فرهنگ و ارشاد ( که علاوه بر ارشاد وظیفه فرهنگ سازی را نیز بردوش می کشد ) و NGO ها و سازمان های مردمی و داوطلبانه فرهنگی ، دست به دست هم داده و در کنار برخورد های تنبیهی با مجرمین از سوی دستگاه های مسئول که اظهار نظر در مورد درستی و یا نادرستی این گونه اقدامات و یا میزان اثر گذاری آن را در کاهش جرایم در سطح جامعه به کارشناسان این حوزه واگذار می کنیم ، به کار فرهنگ سازی پرداخته و این را بیاموزیم و آموزش دهیم که تجاوز واژه ای زشت و ناپسند است و هرگونه تجاوزی در نزد همگان عملی ناشایست و مستحق مجازات خواهد بود . خواه این تجاوز ، تجاوز به مال و ناموس باشد خواه تجاوز به حریم خط کشی عابرین پیاده !!!

?علیرضا روحانی | 14 شهريور 1386 | پیوند | 0 نظر | ارسال نظر
دریغ است ایران که ویران شود